تبليغاتX
براي اولين و آخرين عشقم

براي اولين و آخرين عشقم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه . . . که دوباره چشم من تورو ببینه

 

 

 

خواستم تنهایی رو معنی کنم 

اولین کاری که کردم به خودم نگاه کردم 

و به دور و برم 

خودم رو تنهای تنها کنار درختی خشک و دریا دیدم 

فهمیدم تنهایی یعنی 

خودت باشی و خدایت 

خودت باشی و دل شکسته ات 

خوت باشم و یک دنیا حسرت 

خودت باشی و اشکهای پشیمانی ات

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/03/31ساعت 21:57 توسط يک عاشق |


 

هر وقت دلم می گیره میرم دریا

 

می دونی چرا ؟؟

 

چون دریا یاد آور زیباترین خاطره هامه 

 

یاد آور دیدارهای عاشقانته

 

یادآور سخن های اشتیاق آمیز توه

 

برام خیلی سخته  که این همه خاطره شیرین رو

 

 بعد از فراقت بیاد بیارم

 

ولی چکار کنم 

 

همین خاطره هاست که

 

منو زنده نگه داشته

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/30ساعت 0:46 توسط يک عاشق |


+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/30ساعت 0:18 توسط يک عاشق |


 

در اوج عشق

قلبم را شکستی و رهایش کردی

کاش می دانستم

عشق برای تو چه معنایی دارد

تا از شکستن قلبم

خود را نرنجانم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/03/29ساعت 21:18 توسط يک عاشق |


 

 

خدایا ... خدای خوب و مهربان من

 

همیشه میان اشكهايم

 

از تو پرسیدم

 

آخر گناه من چه بود ؟؟؟

 

چه گناهی مرتکب شده ام ؟؟؟

 

یعنی وفا و محبت و اخلاص

 

و از همه مهمتر

 

عشق گناهه ؟؟؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/03/29ساعت 0:16 توسط يک عاشق |


 

 

تو که پایان را به شروعمان ترجیح دادی

 

هیچ وقت به فکر قلب من نباش

 

چون قلبم قویتر از آنيه که تو فکرش را می کردی

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت 23:48 توسط يک عاشق |


 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت 23:19 توسط يک عاشق |


 

 

بزرگترین دروغ زندگیم

 

البته که عشق تو بود

 

آهای مرا می شنیدی

 

ولی هیچ وقت دستت را به سویم دراز نکردی

 

حالا خوشحال می شم

 

یک راهی پیدا کنی

 

و از زندگی ام دور دور شوی

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت 19:59 توسط يک عاشق |


 

 

حالا كه به گذشته برگشتم

 

دارم فکر می کنم

 

عشقم از کجا شروع شد

 

از همون  روزهای اول

 

یا از همون نگاه اول

 

راستش رو بخوای هر چقدر فکر کردم

 

هیچی دستگیرم نشد

 

فقط از یک چیز مطمئنم

 

که تا آخرین نفس دوست داشتم و دارم

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت 19:47 توسط يک عاشق |


 

عیب رندان مـکـن ای زاهد پاکیزه سرشـت
کـه گـناه دگران بر تو نـخواهـند نوشـت
مـن اگر نیکـم و گر بد تو برو خود را باش
هر کـسی آن درود عاقبت کار کـه کـشـت
همـه کـس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تـسـلیم مـن و خـشـت در میکده‌ها
مدعی گر نکـند فهم سخن گو سر و خـشـت
ناامیدم مـکـن از سابـقـه لـطـف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نـه مـن از پرده تـقوا بـه درافـتادم و بـس
پدرم نیز بـهـشـت ابد از دسـت بهـشـت
حافـظا روز اجـل گر بـه کـف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت بـه بـهـشـت

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت 1:21 توسط يک عاشق |


 

 

 

 

یادت می یاد وقتی باهم بودیم

 

می گفتی عزیزم چه چشمان رؤيايي داری

 

چه روح بزرگی داری

 

نمی تونم دوری ات رو تحمل کنم

 

کاش می تونستم قلبم رو پیشت بزارم تا دیگه دل تنگت نباشم

 

کاش می تونستم بگم چقدر دوست دارم

 

و تو جونم  و روحم و تمام زندگی ام هستی

 

و عشق در برابرت کمه

 

حالا من باید بگم

 

عزیزم

 

کاش هیچی نمی گفتی

 

بجاش با یک کلمه دوست دارم

 

عاشقانه برای همیشه کنارم می موندی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 19:42 توسط يک عاشق |


 

 

 

می دونی همیشه آرزوم بود که تو مال من بودی

 

رفیق لحظه های تلخ و شیرینم

 

به هنگام سختیها مثل یک کوه استوار ازم حمایت کنی

 

می دونی آرزوی بزرگی نکردم

 

ولی چی کار کنم که تو

 

رفیق نیمه راه بودی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 19:39 توسط يک عاشق |


 

 

خدایا

 

یادت میاد همیشه به همراه راز و نیازم میگفتم

 

خدایا

 

کاری نکن حسرت بکشم

 

کاری نکن ناراحت بشم

 

کاری نکن تا که در انتظار کسی باشم

 

کاری نکن تا  اشک بریزم

 

خدایا

 

آخه چرا عاشقم کردی

 

تا همه اینها را یک جا بکشم

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 17:4 توسط يک عاشق |


 

 

عشق

 

تفسيرعشق چه مي تواند باشد

جز حسرت و آه عاشق

جز فراق و درد

جز چشم به راه بودن معشوق

 

***

 

درد عشق چه مي تواند باشد

جز اشك سوزان

و قلبي پر از گلايه

و روحى سرگردان

 

***

انتظار عشق چه مي تواند باشد

جز زماني كشنده

و حسرت ديدار يار

و زندگي پوچ

 

***

آروزي عشق چه مي تواند باشد

جز نگاهي روشن به سوى آينده

و قلبي پر از احساس

و انساني اميدوار

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 1:1 توسط يک عاشق |


 

 

 

تا كي بايد غم هجرانت را تحمل كنم

 

و تو کنار او باشی

 

تا كي بايد به گريه هاي شبانه ام ادامه بدم

 

و تو در دنياي خودت سر كني

 

تا كي بايد چشم به راهت بمانم

 

و تو بی اعتنایی کنی

 

تا كي بايد چو شمع بسوزم

 

و تو مثل پروانه دور گل ديگري باشي

 

تا كي بايد تورا به چشم معشوق نگاه كنم

 

و تو عاشق ديگري هستي

 

تا كي

 

تا كي

 

….

 

 

..

 

.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/27ساعت 0:21 توسط يک عاشق |


با دلي ابري و چشمان بارانی

 

 

با شانه هایی لرزان از بی وفایی

 

 

به رفتنت نگاه می کنم

 

 

شاید برگردی و با نگاهم از رفتن پشیمانت کنم

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/26ساعت 17:24 توسط يک عاشق |


ای کاش میتوانستم بگویم دوستت دارم

 

ای کاش می توانستم بگویم دوست داشتن در برابرت هیچ است

 

ای کاش می توانستم بگویم نتهایم نگذار

 

ای کاش می توانستم بگویم که بدون تو می میرم

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/26ساعت 1:31 توسط يک عاشق |


تو اي فرشته ى زيباي من

 

 

تو اي آرزوي شبهاي تنهايي من

 

 

چه بودي يا چه هستي

 

 

كه با يك نگاه دلم را ربودي

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/26ساعت 1:21 توسط يک عاشق |


 

گفتگواي با دل

 

 

دل تنگم  گفت بنويس

از هر چه دلت مي خواهد

تا شايد مرا از اين درد نجاتم دهي

با التماس نگاهش كردم و گفتم

از چه بنويسم يا از كه بنويسم

كه تمام سرنوشتم درد است و عذاب

گفت نمي دانم چگونه اين درد را تحمل مي كني

گفتم اين زندگي است و من به تحمل مجبورم

گفت تو مجبوري ولي گناه من چيست ؟؟

گفتم كاش مي توانستم تورا از خود جدا سازم

گفت آيا بعد از جدايي ام مي تواني بتنهايي ادامه دهي ؟؟

نگاهش كردم ,, چه مي توانستم بگويم

يا چگونه به او بگويم كه تو تنها غمخوار مني

تنها اميد زندگي من براي آينه اي نامعلوم

گفت پس جواب من چه شد ؟؟؟

تنها چيزي كه  توانستم بگويم اين بود

برو ... ديگر نمي خواهم همراهم بيشتر از اين عذاب بكشي

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/26ساعت 1:10 توسط يک عاشق |


 

 

من اينجا بس دلم تنگ است

و هر سازي که مي بينم بد آهنگ است

 بيا، ره توشه برداريم

 قدم در راه بي برگشت بگذاريم

 ببينيم آسمان هرکجا؛ آيا همين رنگ است ؟

 هيچ كس دفتر چه عمر مرا امضا نكرد

هيچ دستي دست تنهاي مرا رسوا نكرد

 انقدر در حجم سنگين سكوتم مانده ام

خاك حتي اين سكوت من را پنهان نكرد

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/26ساعت 1:3 توسط يک عاشق |


سلام به دوستان عزیزم
به وبلاگ متواضعم خوش آمدید
امیدوارم که از وب
و دست نوشته های دست و پا شکسته ام خوشتان بیاد
و خوشحال می شم نظرتون رو بدونم
مخلص همه شما
یه عاشق
yk.ashegh@gmail.com


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

اينجا خانه عشق است (mismo)
خفن ترین وبلاگ جهان ( بهرنگ)
عشق و دیگر هیچ (کیمیا)
وب سایت شرقی
تورا من چشم در راهم (نادیا)
به نام آنكه عشق را آفريد ( عاشق دل شکسته)
یکی اون بالا هوامو داره( سعید)
عشق من (محمد)
پروانه احساس (فرهاد)
بغض من (ندا)
سخن عشق خاکستری (پارسا)
خونه عشق(مانی)
عاشق همیشگی
عشق گم شده
محمد و امیر
بی پناه و گم گشته(دانیال و امین)
سعی کن دلبسته باشی اما وابسته نباشی ( تبسم )
برای او که می دانست دوستش دارم (طاهره)
سكوت مرداب (مريم)
سهیلا
چشمهای واژگون (شهرام)
در حسرت ديدار (شبنم)
عشق زيبا (میلاد)
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

بهمن 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386

نایت گالری
قالب های نایت اسکین
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin


____________________

____________