از چه گویم یا به که گویم راز دل را که غم عشقت مرا به نیستی هدایت کرد برای که گلایه کنم غم هجران تورا که مرا درک کند خسته ام از ملامت دیگران خسته ام از احساس گناه به که گویم که تو بی مهر و وفائی به گویم که تو مرا در بيابان عشق رهایم کردی چه کسی مرا باور می کند همه تو را مهربانترین و با وفاترین می دانند کاش می دانستم چه چیزی تو را تغییر داد یا چه کسی به تو بی مهری و بی وفائی آموخت کاش میتوانستم بر آسمان آبی بنویسم بنویسم قصه عشقم را تا همه عشاق قضاوت کنند این عشق را
+ نوشته شده در شنبه 1386/07/14ساعت 12:53 توسط يک عاشق |
| ||||||